أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي
639
مناقب العارفين ( فارسى )
بيچارگان همگان مردهاند و از خذاوند تعالى غافل و بىخبر گشته ، مىخواهم كه همه را از عنايت بىنهايت خوذ زنده كنى تا از رحمت اين شب قدر ما بىنصيب نمانند ؛ حضرت مولانا روى مبارك بسوى قبلهء دعا « 4 » كرده « 1 » فرموذ كه اى سلطان آسمان « 2 » و زمين ! به حرمت سرّ پاك « 5 » مولانا شمس الدين همه را بيذارى بخش ؛ فى الحال ابرى عظيم از عالم غيب پيذا شذه و برق « 6 » و رعد جهيذن گرفت و چنان بارندگى شذ كه بر بامها ديّارى نماند و هر يكى از پوشش چيزكى بدست گرفته مىگريختند و مولانا شمس الدين تبسّمهاى شيرين مىكرد و خوش مىشذ ؛ چون روز شذ مثال قطرات باران ياران گرد آمذند ؛ حضرت مولانا شمس الدين اين قضيّه را حكايت كرد ؛ بعد از آن فرموذ كه پيش ازين كه كافّهء انبيا و اوليا سعيها مىكردند تا از ديذههاى خلايق مستور و مخفى شوند و كسى برحال ايشان مطّلع نشوذ ، درين حال حضرت خذاوندگار من چندانى در راه عشق حق كوششى و جدّ بليغ نموذ كه از ديذههاى پاذشاهان نهانى هم نهان ماند ؛ چنانك « 14 » فرموذ إنّ للّه اولياء اخفياء ، ترا كسى بشناسذ كه اوت كس كرده است ، ديگر كست ندانذ كه ناپديذستى « 4 / 41 » همچنان از كمّل ياران منقولست كه روزى فقهاى حسّاد « 18 » از سر « 19 » انكار و عناد از حضرت مولانا سؤال كردند كه « 20 » شراب حلالست يا حرام ؟ و غرض ايشان عرض پاك شمس الدين بوذه ؛ به كنايت جواب فرموذ كه تا كه خورذ ؛ چه اگر مشكى شراب را
--> ( 4 / 41 ) Z 179 ب B 168 آ K 135401 ، II , H ؛ 71 ، II , T ( 4 ) دعا ZK : B ( 1 ) كرده ZK : + دعا كرده B ( 2 ) آسمان ZK زمين B ( 5 ) پاك BK : - Z ( 6 ) برق ZK - رعد B ( 14 ) چنانك BK : چنان Z ( 18 ) حساد ZK : - B ( 19 ) سر ZK : - B ( 20 ) كه ZK : - B